خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو بر زندانیان رانی سیاست، یاد کن ما رابگردان گرد سر و ز قید جان آزاد کن ما را
۲
زبان شِکوه بگشایم اگر بر خنجر جورتملامت از زبان خنجر جلاد کن ما را
۳
اگر بر دار بیدادت بر آریم از زبان آهیبه رسوایی برون زین دارِ بیبنیاد کن ما را
۴
نمودی یک وفا، دادیم پیشت داد جانبازیبیا و امتحانی نیز در بیداد کن ما را
صفحهٔ ۱ از ۲