شعر را زندگی کن
خلوتی با حافظ

غزل شمارهٔ ۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به دامِ زلفِ تو دل مبتلایِ خویشتن استبکُش به غمزه که اینَش سزایِ خویشتن است
۲
گَرَت ز دست برآید مُرادِ خاطرِ مابه دست باش که خیری به جایِ خویشتن است
۳
به جانت ای بتِ شیرین دهن که همچون شمعشبانِ تیره، مُرادم فنایِ خویشتن است
۴
چو رای عشق زدی با تو گفتم ای بلبلمَکُن که آن گلِ خندان به رای خویشتن است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth