شعر را زندگی کن
خلوتی با حافظ

غزل شمارهٔ ۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روزْگاری‌ست که سودایِ بُتان، دینِ من استغَمِ این کار‌، نِشاطِ دِلِ غَمْگینِ من است
۲
دیدنِ رویِ تو را دیده‌یِ جان‌بین بایدوین کجا مَرْتَبِه‌یِ چَشْمِ جَهان‌بینِ من است؟
۳
یارِ من باش که زیبِ فَلَک و زینتِ دَهْراز مَهِ رویِ تو و اَشْکِ چو پَروینِ من است
۴
تا مرا عشقِ تو، تعلیمِ سُخَن‌گفتن کردخَلق را وِردِ زبان، مَدْحَت و تَحسینِ من است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth