شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - وله ایضا

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر چه مادر ایام خوش نتیجه فتاددرین زمان پسری به نزاد از بهزاد
۲
مه سپهر حکومت که در زمانهٔ اوزمانه را فزع دادخواه رفت از یاد
۳
گل بهار سخاوت که در محل کرمدرم چو برگ خزان می‌دهد کفش بر باد
۴
بجای خون همه یاقوت و لعل خواهد ریختبه دست او نیش اگر زند فصاد
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth