خلوتی با محتشم کاشانی
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲ - قصیده
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سهی بالای بزم آرای مه سیمای مهرآساقدح پیمای غمفرسای روحافزای جانپرور
۲
سرت گردم چه واقع شد که در مجموعهٔ یاریرقمهای محبت را قلم بر سر زدی اکثر
۳
ازینت دوستر دانسته بودم کز فراق خودگماری دشمنی از مرگ بدتر بر من ابتر
۴
نه من آن کوچه پیمایم که شبها تا سحر بودیبرای شمع راه من چراغ روزن و منظر
صفحهٔ ۱ از ۳