خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش به خواب دیدهام روی ندیدهٔ تو راوز مژه آب دادهام باغ نچیدهٔ تو را
۲
قطره خون تازهای از تو رسیده بر دلمبه که به دیده جا دهم تازه رسیدهٔ تو را
۳
با دل چون کبوترم انس گرفته چشم تورام به خود نمودهام بازِ رمیدهٔ تو را
۴
من که به گوش خویشتن از تو شنیدهام سخنچون شنوم ز دیگران حرف شنیدهٔ تو را
صفحهٔ ۱ از ۳