شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جان به لب آمد و بوسید لب جانان راطلب بوسهٔ جانان به لب آرد جان را
۲
سر سودا زده بسپار به خاک در دوستکه از این خاک توان یافت سر و سامان را
۳
صد هزاران دل گم گشته توان پیدا کردگر شبی شانه کند موی عبیر افشان را
۴
زده ره عقل مرا، حور بهشتی روییکه به یک عشوه زند راه دو صد شیطان را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth