شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چنان بر صید مرغ دل فکند آن زلف پرچین راکه شاهی افکند بر صعوهٔ بیچاره شاهین را
۲
گهی زلفش پریشان می‌کند یک دشت سنبل راگهی رخسارش آتش می‌زند یک باغ نسرین را
۳
گر از رخ آن بت زیبا گشاید پردهٔ دیبافرو بندند نقاشان، در بت خانهٔ چین را
۴
کسی کاندر جهان آن روی زیبا را نمی‌بیندهمان بهتر که بندد از جهان چشم جهان بین را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth