شعر را زندگی کن
خلوتی با فروغی بسطامی

غزل شمارهٔ ۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دی به رهش فکنده‌ام طفل سرشک دیده رادر کف دایه داده‌ام کودک نورسیده را
۲
بخت رمیده رام شد وحشت من تمام شدکان سر زلف دام شد پای دل رمیده را
۳
از لب شکرین او بوسه به جان خریده‌امزان که حلاوتی بود جنس گران خریده را
۴
گر به سر من آن پری از سر ناز بگذردبر سر راهش افکنم پیرهن دریده را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth