خلوتی با فروغی بسطامی
غزل شمارهٔ ۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن که نهاده در دلم حسرت یک نظاره رابر لب من کجا نهد لعل شرابخواره را
۲
رشتهٔ عمر پاره شد بس که ز دست جور اودوختهام به یکدگر سینهٔ پاره پاره را
۳
کشتهٔ عشق را لبش داده حیات تازهایورنه کسی نیافتی زندگی دوباره را
۴
با همه بیترحمی باز به رحمت آمدیلختی اگر شمردمی زحمت بی شماره را
صفحهٔ ۱ از ۲