شعر را زندگی کن
خلوتی با عبید زاکانی

غزل شمارهٔ ۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز حد گذشت جدائی ز حد گذشت جفابیا که موسم عیشست و آشتی و صفا
۲
لبت به خون دل عاشقان خطی داردغبار چیست دگر باره در میانهٔ ما
۳
مرا دو چشم تو انداخت در بلای سیاهو گرنه من که و مستی و عاشقی ز کجا
۴
کجا کسیکه از آن چشم ترک وا پرسدکه عقل و هوش جهانی چرا کنی یغما
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth