خلوتی با عبید زاکانی
غزل شمارهٔ ۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شوریده کرد شیوهٔ آن نازنین مراعشقش خلاص داد ز دنیا و دین مرا
۲
غم همنشین من شد و من همنشین غمتا خود چها رسد ز چنین همنشین مرا
۳
زینسان که آتش دل من شعله میزندتا کی بسوزد این نفس آتشین مرا
۴
ای دوستان نمیدهد آن زلف بیقرارتا یکزمان قرار بود بر زمین مرا
صفحهٔ ۱ از ۲