شعر را زندگی کن
خلوتی با عبید زاکانی

غزل شمارهٔ ۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوشا کسی که ز عشقش دمی رهایی نیستغمش ز رندی و میلش به پارسایی نیست
۲
دل رمیدهٔ شوریدگان رسواییشکسته‌ایست که در بند مومیایی نیست
۳
ز فکر دنیی و عقبی فراغتی داردخداشناس که با خلقش آشنایی نیست
۴
غلام همت درویش قانعم کاو راسر بزرگی و سودای پادشایی نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth