شعر را زندگی کن
خلوتی با عبید زاکانی

غزل شمارهٔ ۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لطف تو از حد برون حسن تو بی منتهاستنیش تو نوش روان درد تو درمان ماست
۲
عشق تو بر تخت دل حاکم کشور گشایمهر تو بر ملک جان والی فرمانرواست
۳
پرتو رخسار تو مایهٔ مهر منیرچهرهٔ پرچین تو جادوی معجز نماست
۴
نرگس فتان تو لعبت مردم فریبغمزهٔ غماز تو جادوی معجز نماست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth