شعر را زندگی کن
خلوتی با عبید زاکانی

غزل شمارهٔ ۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیش از این برگ فراق رخ جانانم نیستبیش از این قوت سرپنجهٔ هجرانم نیست
۲
کرده‌ام عزم سفر بو که میسر گرددمیکنم فکر و جز این چاره و درمانم نیست
۳
روی در کعبهٔ جان کرده به سر می‌پویمغمی از بادیه و خار مغیلانم نیست
۴
سیل گو راه در او بند به خوناب سرشکغرق طوفان شده اندیشهٔ بارانم نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth