شعر را زندگی کن
خلوتی با عبید زاکانی

غزل شمارهٔ ۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سر نخوانیم که سودا زدهٔ موئی نیستآدمی نیست که مجنون پری‌روئی نیست
۲
هرگز از بند و غم آزاد نگردد آن دلکه گرفتار کمند سر گیسوئی نیست
۳
قبله‌ام روی بتانست و وطن کوی مغانبه از این قبله‌ام و خوشتر از این کوئی نیست
۴
کس مرا از دل سرگشته نشانی ندهدعجب از معتکف گوشهٔ ابروئی نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth