شعر را زندگی کن
خلوتی با عبید زاکانی

بخش ۱۶ - رفتن قاصد پیش معشوق

عشاق‌نامه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دگر بار آن فسونگر مرغ چالاکچو پیشش می‌نهادم روی بر خاک
۲
قدم در ره نهاد از روی یاریبه جان آورد شرط جان سپاری
۳
خرامان شد بر آن سرو آزادبه شیرینی زبان چرب بگشاد
۴
که ای نوباوهٔ باغ جوانیدلم را جان و جان را زندگانی
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth