خلوتی با عبید زاکانی
بخش ۱۹ - پاسخ معشوق قاصد را بار دیگر
عشاقنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو با همراز خود همداستان شدزبان بگشاد و با او همزبان شد
۲
به صد آزرم گفت ای مهربان یاربرو آن خسته دلرا دل بدست آر
۳
که عشقی تازه میافروزدم دلبر آن بیچارگی میسوزدم دل
۴
از آن آتش که او را در چراغ استمرا هم بیشتر ز آن در دماغ است
صفحهٔ ۱ از ۶