خلوتی با عبید زاکانی
بخش ۲۰ - وصف بهار
عشاقنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سحرگاهی که باد صبحگاهیببرد از چهرهٔ گردون سیاهی
۲
شفق شنگرف بر مینا پراکندفلک دردانه بر دریا پراکند
۳
ز مشرق شاه خاور تیغ برداشتسپاه زنگبار اقلیم بگذاشت
۴
کلاه از فرق فرقد در ربودندنطاق از برج جوزا برگشودند
صفحهٔ ۱ از ۹