خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مِی دِه گزافه ساقیا، تا کم شود خوف و رجاگردن بزن اندیشه را، ما از کجا او از کجا؟
۲
پیش آر نوشانوش را، از بیخ بَرکَن هوش راآن عیش بیروپوش را، از بندِ هستی برگشا
۳
در مجلس ما سرخوش آ، بُرقَع ز چهره برگشازان سان که اول آمدی، ای یَفعَلُ اللَّهْ ما یَشاٰ
۴
دیوانگانِ جَسته بین، از بندِ هستی رَسته بیندر بیدلی دلْ بسته بین، کاین دل بُوَد دامِ بلا
صفحهٔ ۱ از ۸