شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۳۶

قصاید و قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرحبا بحری که آبش لذت از کوثر گرفتحبذا کانی که خاکش زینت از عنبر گرفت
۲
اتفاق آن دو جوهر بد که در آفاق جستاصل وقتی خضر بر دو فرع اسکندر گرفت
۳
جان و علم و عقل سرگردان درین فکرت مدامکان چه جوهر بود کز وی عالمی گوهر گرفت
۴
چتر همت تا بر عشق مطهر باز کردهر کرا سر دید بی‌سر کردو کار از سر گرفت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth