خلوتی با عبدالواسع جبلی
شکایت
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منسوخ شد مروت و معدوم شد وفاوز هر دو نام ماند چو سیمرغ و کیمیا
۲
شد راستی خیانت و شد زیرکی سَفَهشد دوستی عداوت و شد مردمی جفا
۳
گشتهست باشگونه همه رسمهای خلقزین عالم نبهره و گردون بیوفا
۴
هر عاقلی به زاویهای مانده ممتحنهر فاضلی به داهیهای گشته مبتلا
صفحهٔ ۱ از ۱۳