خلوتی با عبدالواسع جبلی
مدح اثیرالدین امینالملک زینالدوله ابومنصور نصر بن علی
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگار من چو بر سیمین میان زرین کمر بنددهر آن کاو را ببیند کی دل اندر سیم و زر بندد
۲
طمع باید برید از جان شیرین چون من آن کس راکه بیهوده دل اندر عشق آن شیرین پسر بندد
۳
گهی از مشک زلف او حمایل در گل آویزدگهی از قیر جعد او سلاسل بر قمر بندد
۴
ز عشق او جهان من شود چون حلقهٔ خاتمچو زلف او ز عنبر حلقه اندر یکدگر بندد
صفحهٔ ۱ از ۱۲