خلوتی با عطار
(۱) حکایت آن زن که بر شهزاده عاشق شد
بخش دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شهی را سیمبر شهزادهای بودز زلفش مه به دام افتادهای بود
۲
ندیدی هیچ مردم روی آن شاهکه روی دل نکردی سوی آن ماه
۳
چنان اُعجوبهٔ آفاق بودیکه آفاقش همه عشّاق بودی
۴
دو ابرویش که هم شکل کمان بوددو حاجب بر در سلطان جان بود
صفحهٔ ۱ از ۱۳