خلوتی با عطار
(۲) حکایت علوی وعالم ومخنّث که در روم اسیر شدند
بخش دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکی علوی یکی عالم یکی حیزبسوی روم میبردند هر چیز
۲
گرفتند این سه تن را کافران راهبخواری پیش بت بردند ناگاه
۳
بدان هر سه چنین گفتند کُفّارکه بت را سجده باید کرد ناچار
۴
وگرنه هر سه تن را خون بریزیمامان ندهیم بل کاکنون بریزیم
صفحهٔ ۱ از ۵