شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

(۴) حکایت امیرالمؤمنین علی کرم الله وجهه بامور

بخش دوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
علی می‌رفت روزی گرمگاهیرسید آسیب او بر مور راهی
۲
مگر آن مور می‌زد پا و دستیز عجزش در علی آمد شکستی
۳
بترسید و بغایت مضطرب شدچنان شیری ز موری منقلب شد
۴
بسی بگریست و حیلت کرد بسیارکه تا آن مور باز آمد برفتار
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth