خلوتی با عطار
(۵) حکایت نوشروان عادل با پیر بازیار
بخش دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فرس میراند نوشروان چو تیریبه ره در، چون کمانی دید پیری
۲
درختی چند میبنشاند آن پیرشهش گفتا چو کردی موی چون شیر
۳
چو روزی چند را باقی نمانیدرخت اینجا چرا در می نشانی
۴
بشاه آن پیر گفتا حجتت بسچو کشتند از برای ما بسی کس
صفحهٔ ۱ از ۴