خلوتی با عطار
(۶) حکایت خواجۀ جندی با سگ
بخش دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکی از خواجهٔ جُندی بپرسیدکه تو به یا سگی وز کس نترسید
۲
مریدانش دویدند آشکارهکه تا آنجا کنندش پاره پاره
۳
بیک ره منع کرد آن جمله را پیربدو گفتا نَیَم آگه ز تقدیر
۴
نشد معلومم ای جان پدر حالجوابت چون توان آورد در قال
صفحهٔ ۱ از ۲