شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

(۳) حکایت مرد ترسا و شیخ بایزید

بخش هفتم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یکی ترسا میان بسته به‌زنّاربه پیش بایزید آمد ز بازار
۲
مسلمان گشت و کرد از شک کنارهپس آنگه کرد آن زنّار پاره
۳
چو ببرید آن مسلمان‌گشته زنّاربسی بگریست شیخ آنجایگه زار
۴
یکی گفتش که شیخا چون فتادیبه گریه زانکه هست این جای شادی‌
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth