خلوتی با عطار
(۵) حکایت سلطان محمود و گازر
بخش پانزدهم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مگر میرفت محمود جهانداربره درگازری را دید در کار
۲
کشیده پشتهٔ کرباس دربندبدو گفت این همه کرباس را چند
۳
جوابش دادگازر کای شهنشاهترا کرباسِ ده گز بس درین راه
۴
چو زین جمله ترا ده گز پسندستچرا پرسی ز جمله تا بچندست
صفحهٔ ۱ از ۶