خلوتی با عطار
(۲) حکایت سلیمان علیه السلام و شادروانش
بخش هجدهم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مگر یک روز میشد با سپاهیولی بر روی شادروان براهی
۲
درآمد خاطرش از ملک ناگاهکه کیست امروز در عالم چو من شاه
۳
فرو شد گوشهٔ زان قصرِ عالیسلیمان بانگ زد بر باد حالی
۴
که شادروان چرا کردی چنین توکرا افکند خواهی بر زمین تو
صفحهٔ ۱ از ۵