شعر را زندگی کن
خلوتی با فخرالدین اسعد گرگانی

بخش ۱۲ - دادن شهرو ویس را به ویرو و مراد نیافتن هر دو

ویس و رامین

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو مادر دید ویسِ دلستان را،به گونه خوار کرده گلستان را،
۲
بدو گفت: «ای همه خوبی و فرهنگ،جهان را از تو پیرایه‌ست و اورنگ.
۳
ترا خسرو پدر، بانوت مادر؛ندانم در خُورَت شویی به کشور.
۴
چو در گیتی تو را همسر ندانم،به ناهمسرْت دادن چون توانم؟
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth