خلوتی با عطار
بخش ۲۵ - خواستگاری شاه اصفهان از گل
خسرونامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنین گفت آن سخن سنج سخندانکزو بهتر ندیدم من سخنران
۲
که چون شب روز شد وین مرغ پرزنز شب برچید پروین را چو ارزن
۳
فلک چون طیلسان سبز بر سفتزمین در پرنیان سبز بنهفت
۴
شه خوزان نشسته بود برگاهدرآمد از سپاهان قاصد شاه
صفحهٔ ۱ از ۵۸