خلوتی با عطار
بخش ۵۸ - از سر گرفتن قصه
خسرونامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
الا ای هدهد زرّین پر عشقتویی نامه برو نام آور عشق
۲
ببر این نامه و عزم سبا کنولی افسر بنه منصب رها کن
۳
چه میگویم سلیمانی چو برخاستاگر منصب کنی آید ترا راست
۴
سلیمانت طلب داشت از جهانیکه تو غایب شدی از وی زمانی
صفحهٔ ۱ از ۲