خلوتی با عطار
شمارهٔ ۷
باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانم چو ز کنهِ کار آگاه نبودنومید ز خود گاه بُد و گاه نبود
۲
هر روز هزار پرده از هم بدریدوز پردهٔ عجز برترش راه نبود
صفحهٔ ۱ از ۱
باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن