خلوتی با عطار
شمارهٔ ۳۸
باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گاه از مویی مشوشت باید شدگه نیز به هیچ دل خوشت باید شد
۲
در عشق گر آتشی همه یخ گردیور یخ باشی چو آتشت باید شد
صفحهٔ ۱ از ۱
باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن