خلوتی با عطار
شمارهٔ ۱۸
باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا حلقهٔ آن زلف مشوّش دیدمدل را به میانه در کشاکش دیدم
۲
تا روی چوآتش تودیدم از دوردور از رویت به چشم آتش دیدم
صفحهٔ ۱ از ۱
باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق