خلوتی با عطار
شمارهٔ ۴۴
باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل در خم آن زلف چو زنجیر بماندسر بر خط تو دو پای در قیر بماند
۲
مشکِ سرِ زلفِ تو دلِ ما بربودما را، جگرِ سوخته، توفیر بماند
صفحهٔ ۱ از ۱
باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق