خلوتی با عطار
شمارهٔ ۱۸
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع آمد و گفتا: منِ مجنون باریننهم قدمی ز سوز بیرون باری
۲
چون بر سرمّ آتشِ جهان افروز استبالا دارد کارِ من اکنون باری
صفحهٔ ۱ از ۱
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع