خلوتی با عطار
شمارهٔ ۴۲
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع آمد و گفت: این کرا تاب بودکز آتش تیز بی خور وخواب بود
۲
آبم کند آتش که به من بسته دلستآتش دیدی که تشنهٔ آب بود
صفحهٔ ۱ از ۱
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع