خلوتی با عطار
بخش ۵ - الحكایة و التمثیل
بخش بیست و هشتم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفت روزی پادشاه عصر خویشبر کنار بام شد بر قصر خویش
۲
کودکی را دید زیبا و لطیفمشت میزد سخت پیری را ضعیف
۳
زیر قصر آمد وزو پرسید حالکز چه او را میدهی این گوشمال
۴
گفت او را میبباید زد بسیتا نیارد کرد این دعوی کسی
صفحهٔ ۱ از ۳