خلوتی با عطار
بخش ۲۱ - حکایت
نزهت الاحباب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن شنیدی گفت پیری با پسرکای پسر از کاردنیا الحذر
۲
خدمت یزدان خود کن روز و شبتا شود از خار تو پیدا رطب
۳
آینهٔ جان را مصفا کن بذکرکلّ مصنوعات را میبین بفکر
۴
در طریقت چون زدی دم ای فقیرهر که را بینی فتاده دستگیر
صفحهٔ ۱ از ۴