شعر را زندگی کن
→ عطارعطار
عطار

نزهت الاحباب

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بخش ۱ - دیباچهحمد وافر و ثنای متکاثره آفریدگاری را که نوع انسان را بر دیگر حیوانات مرتبت نطق تفضیل کرامت فرموده و زبان ایشان را در قفس دهان عندلیب آسا بگفتار درآورد و آخشیجانرا که ضد یکدیگرند در یک وجود با هم صلح داد جل جلاله و عم نواله و صلوات بیحد و تحیات بی حد از حضرت ربوبیت بروح مطهر و روضهٔ مقدسهٔ معنبر سید کاینات و خلاصهٔ موجودات محمد مصطفی علیه افضل الصلوات و اکمل التحیات و بر اولاد واحباب او باد.←بخش ۲ - بسم الله الرحمن الرحیمبلبلی از گلستان دور اوفتاد←بخش ۳ - غزلای سرو سردار خوبان جهان←بخش ۴ - بردن صبا نامۀ بلبل پیش گل وعاشق شدن اوپس صبا این بیتها بر لوح دل←بخش ۵ - غزلمن نمی‌دانم چه نیکو دلبرم←بخش ۶ - بردن صبا نامۀ گل به پیش بلبل و نیاز بلبل بحضرت گلچون صبا بشنید آن گفتار او←بخش ۷ - آمدن قمری نزد بلبل و غمازی او از گلپیش از آن دم کاید ازمحبوب ذوق←بخش ۸ - نومیدی بلبل از گل و رفتن او از باغ به بیوفائی گلگفت بلبل من دگر نایم بباغ←بخش ۹ - غزلای چون من صد بنده و چاکر ترا←بخش ۱۰ - ندامت گل از استعفاء خود و بخشیدن بزاری بلبلنرم شد در عشق بلبل خاطرش←بخش ۱۱ - غزلای پر آتش داشته پیوسته دل←بخش ۱۲ - ادامهچون بخوانی این غزل با او بگوی←بخش ۱۳ - آوردن باد صبا مژدۀ بلبل از گل و بر سر پیمان آمدن اوگفت با بلبل که شادی کن کنون←بخش ۱۴ - پشیمان شدن بلبل از عمر ضایع و در غفلت گذراندنگفت بلبل و ای ازین جان باختن←بخش ۱۵ - شکایت گل از بلبل به پیش باد صبا و عشق او بغیرباز برگفتار بلبل شد نسیم←بخش ۱۶ - آوردن باد صبا بلبل را به نزد گل و وصال ایشان با همهر دو با هم آمدند تا گلستان←بخش ۱۷ - آمدن باغبان در بوستان و چیدن گلها و نومید شدن بلبلهر گلی کان بود بر شاخی بچید←بخش ۱۸ - غزلسالها بودم ز عشق گل بدرد←بخش ۱۹ - غزلهی که را رنگی بود بی کر و فر←بخش ۲۰ - نالیدن بلبل در فراق گلبلبل از باد صبا در بوستان←بخش ۲۱ - حکایتآن شنیدی گفت پیری با پسر←بخش ۲۲ - در مناجات و ختم کتابیا الهی رحمت آور از کرم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth