خلوتی با سلمان ساوجی
قطعه شمارهٔ ۲۹
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شاها یقین که مدح و ثنای تو برترست زانها که در سواد دل و دفتر آمده است
۲
شاها بیان حال مفصل نمیکنم درد مفاصل است که گردم برآمدست
۳
از درد جامهای که به زانو همی رسد زین جامه خانه بهره من چاکر بر آمدست
۴
درد دل و جفای جهانم نبود بس کم درد پای نیز کنون بر سر آمدست
صفحهٔ ۱ از ۲