خلوتی با سلمان ساوجی
بخش ۷ - تابستان
فراق نامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو بنمودی از برج مه مهر چهر شدی چرخ را گرم با خاک مهر
۲
شدی زرد رخسار گلگون وی بدی در رگ کان روان خون وی
۳
اگر ابر ناگه شدی قطره بار ز تاب تفش قطره گشتی شرار
۴
و گر در هوا برق کردی گذر چو پروانهاش سوختی بال و پر
صفحهٔ ۱ از ۷