خلوتی با سلمان ساوجی
بخش ۲۴ - سفر جمشید به روم
جمشید و خورشید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به روز فرخ و حال همایون ملک جمشید رفت از شهر بیرون
۲
برون بردند چتر و بارگاهش خروشان و روان در پی سپاهش
۳
ز آه و ناله مینالید گردون ز گریه سنگ را میشد جگر خون
۴
پدر میزد به زاری دست بر سر به ناخن چهره برمیکند مادر
صفحهٔ ۱ از ۷