خلوتی با رهی معیری
حدیث جوانی
غزلها - جلد اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اشکم ولی به پای عزیزان چکیدهامخارم ولی به سایهٔ گل آرمیدهام
۲
با یاد رنگ و بوی تو، ای نو بهار عشق!همچون بنفشه، سر به گریبان کشیدهام
۳
چون خاک، در هوای تو، از پا فتادهامچون اشک، در قفای تو، با سر دویدهام
۴
من جلوهٔ شباب ندیدم به عمر خویشاز دیگران حدیث جوانی شنیدهام
صفحهٔ ۱ از ۲