خلوتی با رهی معیری
ماجرای اشک
غزلها - جلد اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تابد فروغ مهر و مه از قطرههای اشکباران صبحگاه ندارد صفای اشک
۲
گوهر به تابناکی و پاکی چو اشک نیستروشندلی کجاست که داند بهای اشک ؟
۳
ماییم و سینهای که بود آشیان آهماییم و دیدهای که بود آشنای اشک
۴
گوش مرا ز نغمهٔ شادی نصیب نیستچون جویبار ساختهام با نوای اشک
صفحهٔ ۱ از ۳