خلوتی با رهی معیری
نای خروشان
غزلها - جلد اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو نی به سینه خروشد دلی که من دارمبه ناله گرم بود محفلی که من دارم
۲
بیا و اشک مرا چاره کن که همچو حباببه روی آب بود منزلی که من دارم
۳
دل من از نگه گرم او نپرهیزدز برق سر نکشد حاصلی که من دارم
۴
به خون نشستهام از جانستانی دل خویشدرون سینه بود قاتلی که من دارم
صفحهٔ ۱ از ۲