خلوتی با رهی معیری
سراب آرزو
غزلها - جلد دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل من ز تابناکی به شراب ناب ماندنکند سیاهکاری که به آفتاب ماند
۲
نه ز پای مینشیند نه قرار میپذیرددل آتشین من بین که به موج آب ماند
۳
ز شب سیه چه نالم؟ که فروغ صبح رویتبه سپیده سحرگاه و به ماهتاب ماند
۴
نفس حیات بخشت به هوای بامدادیلب مستی آفرینت به شراب ناب ماند
صفحهٔ ۱ از ۲